نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

دست های مرا گرفت و فشرد و خندان گفت: خب پس توانستید زنده بمانید، نه؟
از دو ساعت پیش اینجا منتظرم! نمیدانید امروز بر من چه گذشت!
میدانم، میدانم! ولی برویم سر موضوع! میدانید چرا آمدم؟ نیامدم که مثل دیروز یه عالم پرت و پلا بگویم! میدانید؟ باید در آینده عاقل تر از این باشم. من دیشب خیلی فکر کردم! (شب‌های روشن - داستایفسکی)

۹۲ مطلب با موضوع «بی رودربایستی» ثبت شده است

لج کردم

با دنیا

با خدا

با زندگی

با وطنم که این سالها همه چیز بوده جز وطنم

خسته ام

خیلی به سرم میزنه که همه چیزو ول کنم برم

دژاوو!

اما انگار همه چیز برام اشناس

اصلا دنیای دیگه ای وجود داره؟

پس چرا همه چیز اشناس؟

یعنی دارم دنیای قبلیم رو دوباره تکرار میکنم؟

اینکه خیلی بده!

نه شاید داره بهم اثبات میشه این اینده ایه که خوابش رو دیدم و قراره به خاطر افعال اونروزم به این اینده برسم!

یعنی قبلا خواب اینده رو دیدم که امروز یهو اون برام اشناس؟

ای داد اگر اینطوری باشه کابوس هم زیاد دیدم.

تو یکی دو سال گذشته خوابهای زیادی دیدم که دارم تو خیابونا با دشمنی که اومده مردمم رو بکشه و خاکم رو بگیره میجنگم و خیلی وقتها هم از دستشون فرار میکردیم.

یعنی باز قراره برای خاک و وطنی که فقط توش بدنیا اومدم و هیچی جز بدبختی برام نداشته بجنگیم؟

خدایا تو چی؟

از این خاک خسته شدم!

دارم از تو هم خسته میشم که فقط داری نگاه میکنی...

لج کردم؟

خستم!

می‌خوام همه چیزو رها کنم برم.

خیلی خودمو تهدید کردم.

زخم روده ام داره بدتر میشه انگار.

مگه لحظه ای بی اضطراب هست؟

باید برم...

.

با صدای خودم

https://bayanbox.ir/view/2522322613137727223/%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%85.mp3

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۰۱ ، ۲۲:۴۶
مجتبی قره باغی

سلام!

همیشه با خودم فکر میکنم چرا تاثیر کتاب خوندن بیشتر از هر نوع مطالعه دیگه ایه. این مطالعه میتونه شامل تماشای فیلم های علمی و غیره باشه و یا شنیدن کتاب های صوتی.

برخی از محققین به این نتیجه رسیدن که تاثیر خوندن مطالب (داستان) مستهجن خیلی بیشتر و خطرناکتر از تماشای فیلم های پورنه!

به نظر میرسه این نتیجه ی هک شدن و درک عمیق مطلب در نوع مواجهه با متن (اعم از فیلم، کتاب، صوت) باشه.

مثالی که زدم مثال خوبی نیست اما موثره.

برخی دیگر از محققین که در زمینه آموزه های انگیزشی و قدرت درون فعالیت می کنن معتقدن اگر میخوای اتفاق و آرزویی که داری محقق بشه، اون رو روی کاغذ بنویس.

(کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد)

دلیلش چی می تونه باشه؟

من فکر میکنم دلیل ایجاد انگیزه و پیش رفتن به سوی آرزو و تحققش پس از نوشتن هم می تونه این باشه که شما داری متن رو میخونی. یعنی همزمان با نوشتن داری اون رو مطالعه می کنی و در ذهنت هکش می کنی.

متاسفانه خاطرم نیست تو کدوم کتاب این مطلب رو خوندم که زمان مطالعه، نگران فراموش کردن مطالب، دقایق یا ساعاتی پس از مطالعه نباشید چون یادداشت ها و مطالب در مغز شما جای خودشون رو پیدا کردن و ذخیره شدن و در زمان مناسب که شما اراده کنید اونها در دسترس شما خواهند بود. (مثلا همین الان من نام کتاب رو یادم نیست اما اون بخش مهم در ذهنم هک شده و خارج نمیشه)

بنابراین مطالعه کتاب در هر سن و در هر جایگاهی قطع به یقین در ادامه مسیر زندگی شما تاثیر خواهد گذاشت. بنابراین اگر نمیخوای آینده ات رو تغییر بدی اصلا سراغ مطالعه نرو چون مطالعه کردن، چه بخوای چه نخوای روی زندگیت تاثیر میذاره.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۰۱ ، ۱۹:۴۱
مجتبی قره باغی

میدونی چرا تو ایران کسی که درخواست مهریه میکنه، طلاقش میدن؟!

چون تقریبا نزدیک به همه ی جماعتی که ازدواج میکنن، روز اول دختر و خانواده اش فریبش میدن و میگن کی داده کی گرفته! اصلا مهریه گرفتن یعنی چی؟ ما جلو فامیلمون که انقدر انداختن برامون افت داره مهر کم بگیریم. لذا تو هم انقدر مهر کن مطمئن باش ما نمی گیریم.

بنابراین زمانی که بنا به هر دلیلی دختر اقدام به مطالبه ی مهریه میکنه پسر بلافاصله اعلام میکنه که طلاقت میدم.

یعنی برو شکایت کن مهرت رو بذار اجرا تا مثل یه گدا خرد خرد پرداخت کنم و تو رو هم از زندگیم پرت کنم بیرون.

چون روز اول بنا بر شوآف بوده. اقایونی که روز اول ازدواج با همچین حربه ای مواجه میشن باید بلافاصله ازدواج رو بهم بزنن و اگر بنا به هر دلیلی اعم از هولی و جنون شهوت نمیتونن بیخیال ازدواج با اون فرد بشن باید بگن مشکلی با شوآف مهریه بالا ندارن و جلوی همه ثبت بشه در قباله اما قبلش با امضای چند شاهد یک سند حتی غیر رسمی(منظور در دفاتر حقوقیه) اماده کنن و در اون بنویسن که عروس مهریه اش تا فلان عدد تقلیل داده و اون فقط یک شو برای چشم و هم چشمی بوده. حتی بنظرم نباید اجازه بده بنویسن بخشیده! باید نوشته بشه که این فقط یک شو خاله زنکی بوده و اصل مهریه فلان مبلغ و فلان معیاره.

در ضمن این پست رو به خاطر خوندن اخبار مختلف در این خصوص گذاشتم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۰۱ ، ۱۰:۴۹
مجتبی قره باغی

سلام

دوست داشتم بدونم بحران 40 سالگی که میگن چیه
حقیقتا هنوز نمیدونم فردا قراره 40 ساله بشم یا 39 ساله
فکر میکنم باید 39 رو فوت کنم و در حقیقت 39 سالگیم تموم میشه و جاده ی 40 رو شروع میکنم تا بهش برسم

حالا بگذریم

چهل سالگی بحرانیه که همه ازش میگن

بحران 40 سالگی!حس 40 سالگی!

نمیدونم! اما الان دارم میفهمم بحران 40 سالگی حسیه که همیشه از دیگران ازش شنیدی و حالا که داری بهش میرسی می فهمی قله ایه که شاید دوست نداشته باشی از اونجا به پایین و گذشته ات نگاه کنی. شاید قله نیست و یه بخشی از کوهه که تو فکر میکنی قله است و وقتی کمی جلوتر بری باید تازه سینه کش کوه رو رد کنی

اللهم سلم و تمم

تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که چهل سال ساقه ای بودی و در چهل شبیه به تنه ی درختی شدی که باید از الان به بعد چه کج چه راست، محکم ادامه بده و اگر لازمه تو مسیر صافتر کنه خودش رو، تلاشش رو بکنه که بعدها که کهنه تر شد حسرت نخوره که چرا اون موقع که می شد، کمرش رو صاف نکرد.

البته همیشه یه باغبون لازمه که کمکت کنه. همونی که همیشه حواسش بهت بوده و از زمان نهال بودنت برات چوب گذاشته تو باغچه که بهش تکیه کنی.

خدا رو میگم البته که پدر و مادر و همسر و دوست هم کمک های همونن.

حسبی الله. فردا میرم که شروع کنم مسیر خاصی رو که همه تعریفش رو میکنن ان شالله اگر تا فردا باشم.
پیشاپیش تولدم مبارک
نمی دونم اما شاید مثل سالهای قبل که جز همسرم و پسرم، مادرم و خواهرم کسی بهم تبریک نگفت باز هم کسی بهم تبریک نگه؟! برای همین باز خودم تولدم رو به خودم تبریک میگم. مجتبای عزیزم تولدت مبارک. خسته نباشی خدا قوت برای اینهمه زنده موندن وسط این همه بلا تو این کشور بی صاحاب که فقط اسمش وطنه.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۰۱ ، ۱۲:۳۵
مجتبی قره باغی

روزگار سختیست
هم اعتقاد داری هم نه
هم ایمان داری هم نه
گاهی یاد روایت قال المعصوم میفتم که میگوید نگه داشتن ایمان و حفظ دین در آخر الزمان مانند نگه داشتن زغال گداخته است در دست!

اما آخر مگر آخرالزمان است کنون؟
آخرالزمان را با نشانه هایی از قبل برای ما ترسیم کرده اند که اینگونه سالیان است که غرب در حفره ی آخرالزمان فرو رفته و شیعه هنوز در ملک خویش یکی یکی نشانه هایی را در حیات و حیاط خود مشاهده می کند.

باید چه کرد؟

این همه داغ، این همه ظلم... اما حکومت اسلامی است!

من که خود گنهگارم در نهان خانه ی خود پس چرا مدام یاد حسین ع می افتم؟!

مگر گنهکار هم میتواند محق باشد؟

یاد یکی از یاران مختار افتادم که هنگام دیدار با مختار دهانش را پر از سیر کرد تا بوی شراب ندهد البته که در سریالش اینطور بود اما من نه در این حد ولی در حدود خودم کم نگذاشته ام در معصیت...

هان!

گاهی به راست و گاهی به چپ میروم اما مسیر، مسیر روبه روست.

چه ؟

یعنی ممکن نیست مسیر پشت سر باشد و آدرس را غلط داده باشند؟

اه! نمیدانم...

چه خوب است نمی دانم و اینکه می دانم که نمیدانم و دوست دارم که بدانم!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۰۱ ، ۱۶:۵۳
مجتبی قره باغی