نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

دست های مرا گرفت و فشرد و خندان گفت: خب پس توانستید زنده بمانید، نه؟
از دو ساعت پیش اینجا منتظرم! نمیدانید امروز بر من چه گذشت!
میدانم، میدانم! ولی برویم سر موضوع! میدانید چرا آمدم؟ نیامدم که مثل دیروز یه عالم پرت و پلا بگویم! میدانید؟ باید در آینده عاقل تر از این باشم. من دیشب خیلی فکر کردم!

۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

"آزادی"
در این دربار دیوار
میان میله ها
بیم و من و دار
میان توده های سیم بی خار
دل من با تو از دیوار رد شد
تمام لحظه هایم روزهایم
تمام سالهایم پشت میله
همه حرف بود
با پرواز های تو عدد شد
یک دو سه چهار... سیزده،
شکستن، این صدا بود، این نه فاعل بود و نه فعلی در این جمله
صدای چارپایه زیر پایم خِرچ
قفل های پای من از زیر پاهایم در آمد،کمی با من تصور کن!
صدای خِرخِر و خِس خِس
صدای هِنّ و هِن
میساید این زانو به آن زانو، صدای پا و شلوارم
صدای خُرخُرم خوابید

دلم در پشت تو در حال پرواز است پروانه
.
"هاتف ری"

عکس از من
چرندیات از عکس

#هاتف_ری
#آزادی#دار#حبس#مرگ #هاتف #پروانه#تصور#عکس#مجتبی_قره_باغی#شعر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۴۰
مجتبی قره باغی