نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

دست های مرا گرفت و فشرد و خندان گفت: خب پس توانستید زنده بمانید، نه؟
از دو ساعت پیش اینجا منتظرم! نمیدانید امروز بر من چه گذشت!
میدانم، میدانم! ولی برویم سر موضوع! میدانید چرا آمدم؟ نیامدم که مثل دیروز یه عالم پرت و پلا بگویم! میدانید؟ باید در آینده عاقل تر از این باشم. من دیشب خیلی فکر کردم!

۱۲۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مجتبی قره باغی» ثبت شده است

سلام
هفته ی  گذشته هنرمند عزیز عطاءالله امیدوار به لقاءالله پیوست


سالهاست که صدای اذان قدیمی ایشون برای من حس آرامش رو به وجود آورده

با تصویر اینکه در دل شب در کوه و جنگل در کلبه چوبین کنار شومینه در حال گرم کردن

خودم هستم و صدای شرِق شرِق هیزم های در حال سوختن داره بهم آرامش میده

بانگ اذان ایشون در جنگل طنین انداز بشه و برم سراغ دلو آب و اونو داخل چاه بندازم

کمی آب بکشم و وضو بگیرم و آماده ی نماز بشم

هی چه حس دل انگیزی

نمیدونم چرا تو فضای مجازی اذانی که از ایشون موجوده دو الله اکبر انتهای اذان رو نداره

بنابراین خودم درستش کردم و اذان کامل رو همینجا بارگذاری کردم.

اگر دوست از لینک زیر نوای اذان ایشون رو دانلود کنید.

دانلود اذان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۰۰ ، ۱۹:۲۷
مجتبی قره باغی

بی انصافی اینه که اگر تو بخوای دسترسی داری به من

اما اگر من بخوام سراغی از تو بگیرم فقط باید به خدا بسپارمت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۰۰ ، ۱۸:۴۲
مجتبی قره باغی

بخشی از غزل بسیار زیبای استاد شهریار عزیز رو تقدیم میکنم:

خیلی دوست داشتم مصرع اخر رو دست ببرم توش و اونطور که دوست دارم تغییرش بدم اما فکر کنم انچه که منظور منم هست در همون مصرع هست.

...

سالها شد رفته دمسازم زدست اما هنوز

در درونم زنده است و زندگانی می کند

با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من

خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند

بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی

چون بهاران می رسد با من خزانی می کند

طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند

آنچه گردون می کند با ما نهانی می کند

می رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان

دفتر دوران ما هم بایگانی می کند

"شهریارا" گو دل از ما مهربانان نشکنید

ورنه قاضی در قضا نامهربانی می کند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۰۰ ، ۰۶:۱۸
مجتبی قره باغی

به نام تو

نوشتن یا ننوشتن مسئله این است.

چند روز می گذرد. هی میایی و هی می روی. یک نیم نگاه کوتاه به صفحه وبلاگ میکنی و بعد کرمت میگیرد که یک سری هم به پنل مدیریت بزنی. اوه چه خبر است! کم کم داریم بعد از گذشت حدود 10 سال به بازدید دو میلیونی نزدیک میشویم. (خب که چی؟ دیگه این ادا اطفارها (اطوار) اهمیتی نداره. امروز تو اینستا و یوتیوب یارو دو بار قر میاد بازدید روزش میشه 5 میلیون تو دنبال تومون (تنبون) واسه ف... می گردی؟)

این هم حس و حال ماست دیگر و چه کار اش می شود کرد؟

علاقه نوشتن و وبلاگ داری. گرچه جاهای دیگر هم دیدم که می شود موفق بود اما نمی ارزد. نه با شخصیت ما جور است نه مثل اینجا لذت دارد.

باز هم مثل  همیشه که میگویم بگذریم؛ بگذریم.

چند روزی بود نمی نوشتم. البت اینجا و الا روی کاغذ طرح ها و ایده هایم را هر روز مکتوب میکنم. اما اینجا که باید با تو حال و احوال کنم نبودم.

گفتم هم یک سراغی بگیرم هم یک کتابی، فیلمی چیزی معرفی بِنُمایَم.

برویم به سراغ معرفی کتاب سپس فیلم:

یک کتاب:

ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد

ورونیکا، دختر جوانی‌ که‌ به‌ دنبال‌ مرگ‌ رفته، زندگی‌ را می‌یابد. او نزدیک‌ یک‌ هفته‌ بین‌ زندگی‌ و مرگ‌ سرگردان‌ است، ولی‌ آگاهی‌اش‌ از مرگ‌ باعث‌ می‌شود شدیدتر زندگی‌ کند و کارهایی‌ را انجام‌ دهد که‌ پیش‌ از آن‌ هرگز نکرده‌ بود. ورونیکا به‌ آن‌ چه‌ ندارد می‌اندیشد و زندگی‌ خود را دوباره‌ ارزیابی‌ می‌کند.
به نظر می رسد که ورونیکا هرچه می خواهد دارد. شب ها برای تفریح بیرون می رود، با مردهای جذاب ملاقات می کند، اما شاد نیست. در زندگی اش چیزی کم است. برای همین است که صبح روز ۱۱ نوامبر سال ۱۹۹۷، تصمیم می گیرد بمیرد. با قرص دست به خودکشی می زند و هرچند خودکشی اش موفق نیست، دکتر به او می گوید که تا چند روز دیگر می میرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۰۰ ، ۱۶:۲۱
مجتبی قره باغی

تو این یکی دو روزه بعد از حرف‌های غیرمعقول و بی فکر مولوی گرگیج فضای مجازی به شدت متشنج و روح و روان شیعه مکدر شد. اما واکنش‌ها به شدت بدتر از اراجیف مذکور بود.

این پست رو در اینستاگرام دیدم و لینکش رو براتون میذارم تا با این نوع اندیشه ی عالمانه، حالمانه آشنا بشیم.

لینک صحبت‌های اقای حسن جعفری (کربلایی حسن جعفری)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۰۰ ، ۲۳:۳۸
مجتبی قره باغی