نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

دست های مرا گرفت و فشرد و خندان گفت: خب پس توانستید زنده بمانید، نه؟
از دو ساعت پیش اینجا منتظرم! نمیدانید امروز بر من چه گذشت!
میدانم، میدانم! ولی برویم سر موضوع! میدانید چرا آمدم؟ نیامدم که مثل دیروز یه عالم پرت و پلا بگویم! میدانید؟ باید در آینده عاقل تر از این باشم. من دیشب خیلی فکر کردم!

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

ای عطر دل انگیز بهاری به کجایی؟

جان امده بر لب ز نداری به کجایی؟

تقدیم به تو تحفه من گرچه دو بیت است

کاری به دل یار نداری به کجایی؟

(هاتف ری)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۳ ، ۲۱:۴۹
مجتبی قره باغی

راستش شاید باعث خوشحالی باشه که بعضی ها اصلا کار صوتی و تصویری انجام ندن
مثلا خود من
شاید خیلی ها تو دلشون بگن آقا تو اصن لازم نیست کار تصویری کنی
چون کارات اصن خوب و جالب نیست
اما واقعیت اینه که من خیلی پررو هستم و دلم میخواد انجام بدم (خخخخخخ) :)
راستش دارم کار می کنم اما صداش بعدا در میاد ;)
دعا کنیم برای هم که موفقیتهای روزافزون نصیبمون بشه، ان شاءالله.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۵۰
مجتبی قره باغی

دو بیت از سروده های قدیمیم:

حافظ در ابتدای کریمخان نشسته است
شیری به جنگل ما شاری نمی کند

نادر برای گشایش به ملک خویش
خونی برای وطن جاری نمی کند


خطاب به تویی که میدونم داری میخونیم (حافظ داده ی من)؛
اینو برای تو گفتم مخصوص مخصوص
مثل مخصوص های دیگر

یادت هست باورم نمی کردی؟!
اسمهای شعر شد معضل!
حافظ و کریم و نادرها
فاعلٌ فعیلُ لا مُفعَل


البته شاید حافظ و کریمخان و نادر شیر و جنگل هم
همه معشوقه های من بودند !!!

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۳ ، ۲۰:۵۱
مجتبی قره باغی