نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

دست های مرا گرفت و فشرد و خندان گفت: خب پس توانستید زنده بمانید، نه؟
از دو ساعت پیش اینجا منتظرم! نمیدانید امروز بر من چه گذشت!
میدانم، میدانم! ولی برویم سر موضوع! میدانید چرا آمدم؟ نیامدم که مثل دیروز یه عالم پرت و پلا بگویم! میدانید؟ باید در آینده عاقل تر از این باشم. من دیشب خیلی فکر کردم!

۳ مطلب در آبان ۱۳۹۹ ثبت شده است

نوشتنگاه چاه من است

چاه تنهایی ها

نه، من تنها نیستم
فقط خریدار حرفم اینجاست

وبلاگ من

خیالم راحت است از اینکه هر کسی آن را نمی‌بیند

اما ممکن است هر کسی هم آن را ببیند

فیس بوک نیست، اینستاگرام نیست، توئیتر نیست

وبلاگ شخصی من است

چاه من است

چاهی که سرم را در آن فرو میبرم و حرفهای دلم را به او می‌زنم

آری، "او"

این چاه برای من شئ نیست

شخص است، شنونده است، سنگ صبور نیز

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۹ ، ۱۵:۴۸
مجتبی قره باغی

آهای عالیجناب !!

قبلا پیدات میشد با هر بهونه
کجایی؟


این رو به تو تقدیم میکنم:


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۹ ، ۱۲:۴۶
مجتبی قره باغی

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
عزت الله در نقش هایش نیز مانند شخصیت واقعی خود در زندگی عزت و قدرت داشت
عزتی که خداوند به او عطا کرده بود مانند نامش که جاوید خواهد ماند

مردی که به معلمی بیشتر افتخار میکرد تا به بازی هایش در تاتر و سینما، تلویزیون
به معلمی اش بیشتر افتخار میکرد تا به کارگردانی و تهیه کنندگی اش

چهره کاریزماتیک استاد با محاسن سفیدش و با آن صدای مخملی و بم گیرا
هیچ وقت از یاد ما شاگردانش و از ذهن تماشاگران نقشهایش پاک نمی شود.
امروز او را به دست خاک دادیم تا به خدایش برساند.
امروز استاد و هنرمند سرشناسی را، غریبانه تدفین کردیم و به قول علی، پسر بزرگش، بابا چقدر غریبی.
روحش شاد و یادش گرامی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۹ ، ۲۱:۱۹
مجتبی قره باغی