نوشتن‌گاه

نوشتن‌گاه عضویست از بدن چون نشیمن‌گاه؛ مرکب است از دست و مغز و قلب که در وادی نوشتن همان قلم است و عقل و دل

نوشتن‌گاه

نوشتن‌گاه عضویست از بدن چون نشیمن‌گاه؛ مرکب است از دست و مغز و قلب که در وادی نوشتن همان قلم است و عقل و دل

عجیب شد

يكشنبه, ۲۹ دی ۱۴۰۴، ۰۱:۱۶ ق.ظ

عجیب شد

چگونه من

میان ما غریب شد؟

عجیب است

چگونه من

میان دوست و اشنا

غریب است؟

چنین شده

که غربتی به من

عجین شده

ازین گذشته غربت تو نیز

فزونِ من

فزون به غربتِ منِ دو بند قبل

فراتر از همان

فراتر از همین شده

نظرات (۲)

سلام نه فقط نتونستم تشخیص بدم سوال پرسیدم 

پاسخ:
سلامت باشی

سلام 

وقت بخیر

الان این شعر هست؟؟

پاسخ:
سلام
ممنون
آزاده
غزل هم میگم اما گاهی مثل ترانه و شعر آزاد هم میگم
ایرادی توش هست؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نوشتن‌گاه

دست‌های مرا گرفت و فشرد و خندان گفت: خب پس توانستید زنده بمانید، نه؟ از دو ساعت پیش اینجا منتظرم! نمیدانید امروز بر من چه گذشت! میدانم، میدانم! ولی برویم سر موضوع! می‌دانید چرا آمدم؟ نیامدم که مثل دیروز یه عالم پرت و پلا بگویم! می‌دانید؟ باید در آینده عاقل تر از این باشم. من دیشب خیلی فکر کردم! (شب‌های روشن - داستایفسکی)

بایگانی
آخرین نظرات