نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

دست های مرا گرفت و فشرد و خندان گفت: خب پس توانستید زنده بمانید، نه؟
از دو ساعت پیش اینجا منتظرم! نمیدانید امروز بر من چه گذشت!
میدانم، میدانم! ولی برویم سر موضوع! میدانید چرا آمدم؟ نیامدم که مثل دیروز یه عالم پرت و پلا بگویم! میدانید؟ باید در آینده عاقل تر از این باشم. من دیشب خیلی فکر کردم!

بایگانی
شنبه, ۲۹ آبان ۱۴۰۰، ۱۰:۴۳ ق.ظ

سرمای زمستون و عشق و حال یا



آبان 1400 هم به سرعت عجیبی گذشت و داریم وارد آخرین ماه شمردن جوجه هامون میشیم

خیلی وقت نداریم

دی ایستگاه بعدیه که با عبور پر سرعت تر از آبان؛ از آذر هم میگذریم و  به اون می رسیم

سرمای باحال زمستون و احتمالا کوه و چای آتیشی و املت زغالی که خودمون تو جمشیدیه (کلکچال) و دربند و درکه درست میکنیم هم به زودی میشن خاطرات سال دیگه مون که با رفقا ازش تعریف خواهیم کرد و خواهیم گفت: یادش بخیر چه حالی داد، ولی ای کاش من با کفش کوه میومدم نه با دو تا کتونی پیاده روی که تو کل مسیر از سرما دهنم سرویس شد.

یاد آش افتادم

یه بار رفته بودیم جمشییده چه بارونی هم میومد

یه آش داغ بهمون دادن یه عده بسیجی که اومده بودن برن کلکچال احتمالا؛ و چه حالی داد خدایی. بدیش این بود که دهنمون بوی سیر گرفت.

چه بارونی اومد بعدش، سقف ماشین رو میخواست سوراخ کنه لامصب انگار تگرگ بود ولی لذت بخش بود.

داشتم فکر میکردم که این سرمای پاییز و زمستونی که دارم با عشق ازش می نویسم تن چند صد نفر و بلکه چند هزار نفر آدم رو میلرزونه وقتی یادشون میفته داره زمستون میاد و باید تو خیابونا از سرما سگ لرزه بزنن و اگر شانس بیارن شهرداری ببردشون به گرمخونه های شهر!

همیشه همینه

یه عده که نشاید حتی خودشون بی غمن اما از نظر طبقه اقتصادی دستشون به دهنشون می رسه از لذتی حرف میزنن که برای بعضی ها درده!!

چشمامون رو باز کنیم و تو این اوضاع اقتصادی داغون بیشتر دور و برمون رو ببینیم بلکه با یه کاپشن ورزشی ساده و بادگیری که از نظر ما قدیمی و دمُده شده (البته من اهل مد و دمده نیستم) بتونیم تن یه آدم دیگه رو گرم نگه داریم.

معرفی کتاب  

کتاب تانگ‌فو

روش برخورد با افراد دشوار

- روش برخورد با افراد دشوار با عنوان فرعی – به جای کناره گیری از مردم، چگونه با آن ها ارتباط برقرار کنیم – یک کتاب در زمینه برقراری ارتباطات مفید اجتماعی محسوب می شود.

تانگ فو اسمی است که نویسنده برای مطالب کتاب خود استفاده می کند. تانگ در زبان انگلیسی به معنای “زبان” است و فو به ورزش های رزمی اشاره دارد. بنابراین تانگ فو از دیدگاه نویسنده یعنی اینکه چطور از زبان خود به نحو مناسبی، مثل یک هنر رزمی استفاده کنیم. - (این قسمت از سایت کافه بوک بود)

خودم این کتاب رو هنوز تموم نکردم

ازین کتابهایی هم نیست که لازم باشه تا انتها بخونیش

بیشتر به این درد میخوره که ببینی کجاش به کارت میاد

انگار یکی نشسته خاطره یه عده رو نوشته که چطور، فلان مشکلشون با دیگران رو حل کردن

تقریبا اواسط کتاب به این نتیجه میرسید که دارید یه مشت خاطره که رفقاتون دارن براتون میگن رو می شنوید

اما ویژگیش اینه که دارید تجربه می خونید

تجاربی که اگر بتونید به ورطه ی عمل بکشونیدش احتمال بسیار زیاد برای شما هم جواب میده

روی عکس بزنید و جدا باز کنید با کیفیت بالا نمایش داده میشه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی