نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

دست های مرا گرفت و فشرد و خندان گفت: خب پس توانستید زنده بمانید، نه؟
از دو ساعت پیش اینجا منتظرم! نمیدانید امروز بر من چه گذشت!
میدانم، میدانم! ولی برویم سر موضوع! میدانید چرا آمدم؟ نیامدم که مثل دیروز یه عالم پرت و پلا بگویم! میدانید؟ باید در آینده عاقل تر از این باشم. من دیشب خیلی فکر کردم! (شب‌های روشن - داستایفسکی)

پنجشنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۱۵ ق.ظ

اینجام شما بنویسید

اینجام شما بنویسید
ما هم با نام خودتون میریم رو وبلاگ ;)
عکس، فیلم، داستان و غیره
لطفا رعایت کنید دیگه ;))))

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۵/۰۳
مجتبی قره باغی

نظرات  (۲)

گزارشگری از یک زوج 65 ساله پرسید:
چکونه رابطه تان را اداره کردید که توانستید 65 سال با هم بمانید؟
خانم پاسخ داد، ما در دورانی متولد شدیم که اگر چیزی خراب می شد، آن را درست می کردیم، دور نمی انداختیم...
۰۳ مرداد ۹۲ ، ۱۰:۴۶ فعل ها را برچین ...

راه راه راه و همچنان راه ...

کاش روزی راه تنها رفتن نباشد ... مقصدی هم در کار ...

اما چه کنیم که روزهای ما راه های تکراری بی مقصد شده اند ...

بی هیجان زندگی بخش ... خوف بر می دارد مرا ... این زندگی این جریان توهم بارا ین بی معنایی که آنرا روزمرگی می خواند مرا به کام به خود می کشد ...

چاهی بس عمق که خروج از آن راه را طولانی تر ...

و توان در من بی اراده .... 

 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی