۰۸ دی ۹۳ ، ۲۰:۳۳
مجتبی قره باغی ۰ نظر Share

بوی غزل به مشامم نمیرسد

روزنامه دیواری

یکی دو روزه دوست دارم غزلی که تو مغزم مدام میچرخه رو بگمو تمومش کنم

اما یه حسی دارم باهاش

با همین چند بیتی که گفتم دارم عشق بازی میکنم

 یه کمیش رو مینویسم براتون رفقای مهربون:

بعد از دعای صبح، عهد شبم را شکسته ام

عهدی که بسته در نماز شبم را شکسته ام

با اینکه کار هر شب و روزم توبه گشته است

پیوسته عهد و حرف خودم را شکسته ام

شادم به شادی شیوا آن نگار ترک

...

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

تصاوير برگزيده

راست
چپ