یک عمر از این میکده تا میکدهی بعد دویدیم
جز حال و طرب بعد ضرر هیچ ندیدیم
- ۱ نظر
- ۲۵ دی ۰۴ ، ۱۵:۰۶
یک عمر از این میکده تا میکدهی بعد دویدیم
جز حال و طرب بعد ضرر هیچ ندیدیم
ما که میخانه درین شهر ندیدم همه مسجد بود
در همین شهر مسلمان نه که امت همگی ملحد بود
درِ میخانه ی این شهر مَلِک دید لسان العرفا
ما شنیدیم ز میخانه همه مفسد بود
عمرمان سوخت درین عمر نسوزد دلمان
عمر و دل سوخت که ابلیس همو مرشد بود
بروزرسانی:
چندروزیس دوباره بیان درست شده
یادداشت قبل:
انقدر این بلاگ و بیان گوه شده به تمام معنای کلام که این روزها حالم بهم میخوره میام توش و میرم
هی تصمیم میگیرم دیگه تو این آشغالدونی چیزی نذارم باز حسب عادت بر میگردم
سگ صاحب داره که این پلتفورم نداره
بیش از سه چهار ماهه ایمیل میدم به مسئولینش جواب نمدن
تلفن بی صاحبتر از خودشونم که قطعه
این ترانه رو در خصوص مشکلات نظام نوشتم همراه با خوانش
این یادداشت کوتاه رو دارم دیر مینویسم اما بنظرم زمانش میتونست حتی خیلی بعدتر ها باشه
تحلیلم غلط بود اما کارم بنظرم درست. روی کاغذ همیه چیز درست بنظر میرسید. من هم رفتم و در دور نهایی انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردم. میدونستم با توجه به فاکتورهایی که در ذهنم هست دکتر جلیلی رییس جمهور بعدیست. با توجه به منویات مقام معظم رهبری در سخنرانی های انتخاباتی در ادوار گذشته و تحلیل درست خودم در خصوص انتخاب رییس جمهور شهید، اینبار نیز با تعمق فکری بیشتری برای حضور در انتخابات جلو رفتم. اما در عمل بازی طور دیگری رقم خورد و اقای پزشکیان با ظاهری ساده و به ظاهر بی هیچ تبلیغات گسترده (اینطور هم نبود) و خاصی بعنوان رییس جمهور انتخاب شد.
گرچه امروز فکر میکنم اقای پزشکیان میتواند رییس جمهور خوبی باشد چون بر خلاف خیلی از کاندیداها از وعدههای پوچ و فریبنده برای کسب رای استفاده نکرد و تلاش کرد اگر وعدهای میدهد اما و اگرش را هم ذکر کند.
قسمت دارک داستان اونجاست که اقای عارف هم وارد میدان شد. تا اینجای کار اما اقای پزشکیان با رهبری همراهه و امیدوارم در کنار رهبری بایستد در نه در مقابل و مراقب باشد مانند دوره اقای روحانی لطمه های جبران ناپذیر به بدنه نظام وارد نکند.
(عکس تزئینی)
تولد مشترکمون مبارک منایِ جان
بیست سال با هم بودن مبارک هر دومون
همینجا برای همه آرزوی خوشبختی میکنم
پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود
مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود
یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان
بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود
این پست حاوی کلماتیست احتمالا از نظر برخی بی ادبی. لطفا یا نخوانید یا اگر خواندید کامنت فلان ندهید که خود خدای وعظم.
زندگی تخمی تر از این حرفهاست که حتی برایش کلید اسکیپ و اند آف دیس گیم طراحی کنند که هر جا که دلت خواست قبل از اینکه گیم آور شوی خودت بازی را تمام کنی و نه حتی ری استارت کنی برای شروعی دیگر. نه؛ فقط پایان!