نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

دست های مرا گرفت و فشرد و خندان گفت: خب پس توانستید زنده بمانید، نه؟
از دو ساعت پیش اینجا منتظرم! نمیدانید امروز بر من چه گذشت!
میدانم، میدانم! ولی برویم سر موضوع! میدانید چرا آمدم؟ نیامدم که مثل دیروز یه عالم پرت و پلا بگویم! میدانید؟ باید در آینده عاقل تر از این باشم. من دیشب خیلی فکر کردم!

۷ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است

آنچه در بازنمایی زن سنتی در سینما شاهد آن هستیم چیزی فراتر از نقد است و بیشتر به حمله شبیه است. زندگی زن سنتی زیر سوال می رود. زنی که همیشه غذای خانگی درست می کند. زنی که خانه اش همیشه تمیز است و بر رتق و فتق امور خانه و فرزندان متمرکز است.


حمله به زن سنتی با زیر سوال بردن کامل او آیا خدمت به فرهنگ ایرانی است؟

آیا باید برخی ویژگیهای زن سنتی را ارتقا دارد یا او را از صحنه فرهنگ حذف نمود؟

با حذف زن سنتی زنی که در روابط اجتماعی خود محدود عمل کرده و تمرکزش در خانه است و تبلیغ زنانی خوش مشرب در صحنه اجتماعی که از آشپزی دوری می کنند به کجا می رسیم؟


زندگی مشترک آقای محمودی و بانو نقد زندگی سنتی و حمله به زن سنتی است. ناخواسته یاد به همین سادگی آقای میر کریمی می افتم که در آن زن سنتی و خانه دار خانه را بسیار مغموم نشان داده است. هر روش زندگی و هر منشی نقاط خاکستری و آسیب های خود را دارد. اما حذف چهره زن سنتی با نشان دادن یک زن سنتی در دریای غم و غصه و محکوم کردن آن ما را به سمت چه روش و منشی در زندگی سوق می دهد؟

زنان سنتی در دنیای واقعی وجود دارند که در سینمای ایران ما به ازایی ندارند. زنانی که دارای دانش و هوش اجتماعی در روابط بین فردی هستند. هرچند مدرک دانشگاهی ندارند و شاغل نیستند اما مرجع و مشاور فرزندان و اقوام هستند......

درست است که در خیلی از فیلم ها سعی می شود دو دیدگاه موجود در فیلم زیر سوال می رود اما رواج این ایده و طرز فکر که همه ناراضی اند. یا به قول کاراکتر فیلم سعادت آباد  «همه ما یه جور گهیم یا منم یک گهی ام مث بقیه » خطر بزرگی برای فرهنگ ماست.

اولیایی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۳ ، ۱۹:۱۹
منصوره اولیایی

این است آن مهمانی؟
اکنون که به دقت به عاشورا می نگرم، زمان را در زمان تنیده می یابم. من در زمان می گذرم یا زمان بر من؟ محرم آمده است یا من به محرم رسیده ام؟ حالا انسان می فهمد که اساس تمام  امور باور است، و من بر این باورم که محرم نیامده است بلکه من به محرم رسیده ام.

کاری از : مجتبی قره باغی

فایل صوتی متن بالا با تقلید از صدای مولانا شهید سید مرتضی آوینی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۳ ، ۱۶:۱۲
مجتبی قره باغی