نوشتن‌گاه

نوشتن‌گاه عضویست از بدن چون نشیمن‌گاه؛ مرکب است از دست و مغز و قلب که در وادی نوشتن همان قلم است و عقل و دل

نوشتن‌گاه

نوشتن‌گاه عضویست از بدن چون نشیمن‌گاه؛ مرکب است از دست و مغز و قلب که در وادی نوشتن همان قلم است و عقل و دل

همیشه با خودم فکر می کردم که اگر بخوام از یه سری موزیکایی که بهشون علاقه دارم تو کاری استفاده کنم اصلا پیش میاد که این اتفاق بیفته یا نه!!؟؟
یه مدت کوتاهیه دارم یه شیطنتهایی تو کارم می کنم
گه گاه لازمه بیننده خوب خروجی کارمو نگاه کنه
برخی مواقع در فرم شیطونی می کنم
بعضی اوقات هم تو محتوا
بعضی وقتها هم در هردوش
حالااااا به هر حال از کارهام لذت ببرید حتی با اینکه گزارش خبری هستن
چون سعی کردم با حرکتهایی که می زنم بیننده از کار خوشش بیاد  :دی  ;)  :v

  • مجتبی قره باغی

نریشن و تدوین: مجتبی قره باغی


  • مجتبی قره باغی

سلفی یه عده خبرنگار بیکار در مراسمی که یه سردار درش خارج از حوصله حرف می زنه.

  • مجتبی قره باغی

پا برهنه هایی که دنبال لاریجانی می دویدند - در همایشی که رئیس مجلس هم در آن حضور داشت، خبرنگاران به دنبال گرفتن مصاحبه از آقای لاریجانی پابرهنه تا نزدیکی ماشین او را مشایعت کردند و دست خالی برگشتند - من جمله مرآتی از واحد مرکزی خبر . . .

  • مجتبی قره باغی
ایستگاه - یک روایت رادیویی زیبا + دانلود

ایستگاه - یک روایت رادیویی زیبا از همکار سابق و البته دوست خوبم ایمان شمس
نویسنده، تدوینگر و کارگردان: ایمان شمس
با صدای:
منولوگ - ایمان شمس

معلم - مجتبی قره باغی

راننده - جواد وکیل زاده

 

 
bayan tools ایمان شمس - مجتبی قره باغی - جواد وکیل زاده

دانلود موزیک

  • مجتبی قره باغی

تصویر و تدوین: مجتبی قره باغی
پلاتو و مصاحبه: نوید قانع

  • مجتبی قره باغی

این فیلم کوتاه رو سر ساخت یه فیلم کوتاه دیگه برای دست گرمی ساختیم ;) - آرزوم بوده و هست که ای کاش در زمان شهید آوینی می بودم و در کنارش کار می کردم - "این فیلم مثلا یک فیلم غیر واقعیست!!!! "

ای کاش در زمان شهید آوینی می بودم و در کنارش کار می کردم

ای کاش در زمان شهید آوینی می بودم و در کنارش کار می کردم

ای کاش در زمان شهید آوینی می بودم و در کنارش کار می کردم

  • مجتبی قره باغی
نوشتن‌گاه

دست‌های مرا گرفت و فشرد و خندان گفت: خب پس توانستید زنده بمانید، نه؟ از دو ساعت پیش اینجا منتظرم! نمیدانید امروز بر من چه گذشت! میدانم، میدانم! ولی برویم سر موضوع! می‌دانید چرا آمدم؟ نیامدم که مثل دیروز یه عالم پرت و پلا بگویم! می‌دانید؟ باید در آینده عاقل تر از این باشم. من دیشب خیلی فکر کردم! (شب‌های روشن - داستایفسکی)

بایگانی
آخرین نظرات