نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

نوشتن گاه عضوی است از بدن چون نشیمن گاه - مرکب است از دست و مغز و قلب، که در وادی نوشتن همان قلم و عقل و دل است

نوشتن گاه

دست های مرا گرفت و فشرد و خندان گفت: خب پس توانستید زنده بمانید، نه؟
از دو ساعت پیش اینجا منتظرم! نمیدانید امروز بر من چه گذشت!
میدانم، میدانم! ولی برویم سر موضوع! میدانید چرا آمدم؟ نیامدم که مثل دیروز یه عالم پرت و پلا بگویم! میدانید؟ باید در آینده عاقل تر از این باشم. من دیشب خیلی فکر کردم!

شنبه, ۹ مرداد ۱۴۰۰، ۱۲:۱۷ ب.ظ

خوبی؟

خوبی؟

سلام

مدام به ذهنم می آید که برایت بنویسم

میخواهم این را بدانی که من نسبت به تو بی تفاوت نیستم

اینکه میدانی که میدانم حضور داری ممکن است اینطور به ذهنت خطور کند که

چقدر بی معرفت است که میداند و اهمیت نمی دهد که هستم

نه

باور کن اینطور نیست

همیشه در قلب و ذهن منی

شاید من خلقم مانند خوی شماها باشد

از آن دسته اخلاقیاتی که می گوید تو بگو

نمی شود دیگر، دست خودم نیست، بلد نیستم

از تو به یک اشاره از من به سر دویدن

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۰/۰۵/۰۹
مجتبی قره باغی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی