۲۶ خرداد ۰۰ ، ۱۰:۵۸
مجتبی قره باغی ۰ نظر Share

آمدی جانم به قربانت


آمدی جانم به قربانت سکوتت از چه روست؟
در گذشته آشنا بودی و اکنون جان دوست؟


بعد ایامی چنان اکنون چنین با ظالمان
بایدت، نبود مرا خصمی که لایق تر عدوست

مهلقایان، مه پری رویان، مهان و مَهوشان
جملگی تاری اگر باشند از گیسوی اوست



حقیقتا تا اینجا حس نوشتن داشتم
اون حال و هوایی که غزل میطلبه ندارم

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟


نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

تصاوير برگزيده

راست
چپ