۱۸ آذر ۹۳ ، ۱۴:۴۴
مجتبی قره باغی ۱ نظر Share

وش آمدی که وش آمدنی هستی

روزنامه دیواری

دلم گرفته بود همین - مگه نه؟!! گرفته بود؟ درست می گم؟ - سفیهانه شکستند این دلم را - به گورستان کنم باید تنم را

دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من
گر از قفس گریزم، کجا روم  کجا  من؟

کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من

نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها  من

ز من هرآنکه او دور  چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک  از او جدا  جدا  من

نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟

ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته  ای دوست! هوای گریه با من ...
"سیمین بهبهانی"


نظرات (۱)

  1. جم
    سلام
    موفق و پایدار باشید.
    با{تخته سنگ}به روزم...
    دردفروشی
    painstore.blog.ir

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

تصاوير برگزيده

راست
چپ